شرط افزایش شرکت‌های دانش‌بنیان چیست؟

https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gifhttps://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif رهبر انقلاب اسلامی در روزهای ۱۶ و ۱۷ مهرماه در دو برنامه‌ی مهم اول به بازدید نمایشگاه فناوری‌ها و شرکت‌های دانش‌بنیان رفتند و سپس در جمع سه هزارنفری نخبگان و پژوهشگران جوان، شنونده نکات آن‌ها بودند و ساعتی از دغدغه‌های رهبری و راهبرد جمهوری اسلامی در حوزه‌ی علم و دانش سخن گفتند. یکی از موارد مورد تاکید ایشان در هر دو برنامه، لزوم افزایش شرکت‌های دانش‌بنیان بود. در این باره دکتر ابراهیم سوزنچی عضو هیات علمی دانشکده اقتصاد و مدیریت دانشگاه صنعتی شریف در تحلیلی کوتاه به الزامات تحقق راهبرد افزایش شرکت‌های دانش‌بنیان پرداخته است.

https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif حضور رهبر انقلاب در نمایشگاه «ایران ساخت» و بازدید از محصولات ۳۰ شرکت دانش بنیان و سپس تأکید ایشان بر توسعه این شرکت‌ها در دیدار با نخبگان، نشان‌گر اهمیت این مسئله برای کشور است.

در کنار این نمایشگاه، معاونت علمی فناوری تلاش داشت نشان دهد منابعی که از صندوق توسعه‌ی ملی به آنها داده شده است صرف چه اموری گردیده و معاونت محترم رئیس‌جمهور به دنبال ارائه‌ی راهکاری برای گذار به اقتصاد دانش بنیان بود. وجود حدود ۴۵۰۰ شرکت دانش بنیان، فروش ۹۰هزار میلیارد تومانی و اشتغال مستقیم ۳۰۰ هزار نفر، از دیگر آمارهای ارائه شده بود.

رهبر انقلاب با اشاره به گلایه‌های جوانان در حوزه‌های مختلف، افزودند که یکی از مشکلات آنها این است که چرا محصولی که تولید می‌کنند را دولت از خارج وارد می‌کند که این مسئله ناشی از اقتصاد نفتی است.

طبیعتاً در دوره‌ی اقتصاد مقاومتی، که ارتباطات با دنیا به گونه خاصی محدود شده است، ما نمیتوانیم به سادگی از راهبردهای انتقال و یادگیری فناوری و همچنین سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی استفاده نماییم. پیوستن به زنجیره‌ی ارزش جهانی نیز ناشدنی می‌نماید و بنابراین تنها راه توسعه و یادگیری دانش، سرمایه‌گذاری بر روی حوزه‌های اولویت‌دار و صرف منابع کشور به صورت هدفمند است.

نگاهی به این آمار نشان میدهد که اندازه متوسط شرکت‌های دانش بنیان ۶۶ نفر با درآمد میانگین ۲۰ میلیارد تومان است. با حذف برخی بنگاه‌های بسیار بزرگ که عمدتاً در حوزه‌ی خدمات، کارهایی نظیر تراکنش بانکی و غیره را انجام می‌دهند، این میانگین کمتر نیز خواهد گردید.

از طرف دیگر، مقایسه با منبع و مصرف کننده‌ی اصلی دانش و تکنولوژی در دنیا، یعنی بنگاههای بسیار بزرگی که هزینه تحقیق و توسعه و ثبت اختراعات فراوانی دارند، نشان می‌دهد که ارقام داخلی به هیچ روی کفاف سرمایه‌گذاری لازم بر روی توسعه دانش در کشور را نمی‌دهد.

سرشکن کردن منابع محدود دولتی (نظیر صندوق توسعه ملی) در میان این شرکتهای کوچک نمی‌تواند به آنها توان رقابت را بدهد چرا که آنان نیازمند بازار گسترده برای فروش هستند که اکنون راههای آن بسته است و تنها بازار ممکن، بازار دولتی است که آن هم در نهایت علاوه بر رانت، کماکان بسیار محدود است.
http://idc0-cdn0.khamenei.ir/ndata/news/43692/C/13980716_4243692.jpg
بیراه نیست که بسیاری از این شرکتها از نبود بازار برای محصولات خود گله‌مند بودند چرا که علی‌الاصول چه منبع اصلی، و چه تقاضای دانش، یعنی بنگاه‌های بزرگ، در کشور ما در فضای دیگری در حال حرکت هستند، یعنی مسیر مونتاژ. در حالی‌که یک اکوسیستم نوآوری موفق، بقا و حیات خود را در گرو شرکتهای بزرگی می بیند که پیرامون این سیستم، به دنبال شکار فرصت‌های نوآوری و خرید و یا جذب شرکت‌ها و نخبگان دانشی هستند.

از این روی، راهبرد افزایش تعداد شرکتهای دانش بنیان تنها در صورتی میسر است که تقاضا و منابع مالی توسعه آن، یعنی بنگاه‌های بزرگ، متقاضی دانش باشند و این مهم خود زمانی میسر است که سیاستگذاری صحیح شرکتهای بزرگ موجود را از مسیر مونتاژ به سمت نوآوری هدایت کند، نکته‌ای که رهبر انقلاب ۲ سال پیش در دیدار با نخبگان جوان مطرح کردند: «صنعت کشور دچار آفت مونتاژکاری است … باید در یک بازه ۱۰ساله، رویکرد صنعتی کشور از مونتاژ به نوآوری تغییریابد».

بدیهی است باید بیانات حکیمانه رهبر انقلاب را در کنار هم دید…

«جهش تولید» در «ایران قوی»

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی در پیام نوروزی به‌مناسبت آغاز سال ۱۳۹۹، سال جدید را سال «جهش تولید» نام‌گذاری کردند. پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR در یادداشتی تحلیلی به قلم دکتر ابراهیم سوزنچی عضو هیات علمی دانشکده اقتصاد و مدیریت دانشگاه صنعتی شریف به بررسی راهکارهای جهش تولید در کشور پرداخته است.

 

حرفهای قدیمی در قالب جدید؟
از زمانی که حضرت آیت‌الله خامنه‌ای امسال را به نام «جهش تولید» نام‌گذاری کردند، مصاحبه‌ها، مطالب و نکات مختلفی در این باب در فضای رسانه‌ای به چشم می‌خورد که در حال تفسیر و تبیین این نام هستند. در این بین برخی نیز مثل همیشه کارهای قبلی خود را به نام جهش تولید به رخ بقیه می‌کشند. مثلا ارگانی با نشان دادن ماشین آلات وارداتی خود، عنوان کرده که ما با این ماشین آلات ظرفیت تولید را سه برابر کرده‌ایم و این یعنی جهش تولید.

تجربه تولید در کشور ما، شاید بیش از نیم قرن است که بر پایه ایجاد کارخانه بنا شده است که خود به مدد تعرفه‌های پائین واردات ماشین آلات، تعرفه بالا برای کالاهای وارداتی رقیب، نرخ پائین ارز و تخصیص ارز حاصل از صادرات نفت به واردات ماشین آلات، در طول این سال‌ها توانسته‌اند زنده بمانند.

از این روی، به جای تمرکز بر افزایش ارزش افزوده حاصل از فعالیتهای صنعتی، سیاستگذاران صنعتی تلاش می‌کرده‌اند تا با رویکرد جایگزینی واردات، کالاهای وارداتی را به شرح فوق تبدیل به ساخت داخل کنند.

این مدل، نه تنها باعث ایجاد ارزش افزوده بالا نمی‌شود، بلکه در شرایط امروزه دیگر پایدار نیز نخواهد بود چرا که دسترسی به ارز حاصل از صادرات نفت محدود شده است و از طرف دیگر، نرخ ارز دیگر پائین نیست و بنابراین نمی‌توان دل‌خوش داشت که ظرفیت تولید را می‌توان به مانند گذشته افزایش داد و سپس به آن «جهش تولید» نام نهاد.

حرفهای قدیمی دیگر کارآمد نیست و باید طرحی نو در انداخت، از این روست که رهبری جهش تولید را ذیل ایران قوی مطرح کرده‌اند که لازمه آن نقش آفرینی هر سه قوه در این راستاست.

* الزامات جهش تولید
برخی الزامات آن توسط رهبر انقلاب اسلامی بیان شد نظیر مبارزه با قاچاق، واردات بی‌رویه، مبارزه با سوء استفاده‌کنندگان و دادن مشوق‌های لازم به تولید کنندگان. البته همه اینها مشروط به این است که تمامی دستگاه‌ها وظیفه خود را به درستی انجام دهند و این دقیقا نکته اصلی جهش تولید است. برای ترسیم نقش درست دستگاه‌ها، مفهوم جهش تولید باید مورد بازبینی مجدد قرار گیرد تا با رونق تولید و مفاهیم قدیمی اشتباه گرفته نشود.

تولید واسطه بین بازار از یک طرف، و فناوری از طرف دیگر است. جهش تولید به دو صورت می‌تواند صورت پذیرد: افزایش میزان تولیدات محصولات موجود یا حرکت به سمت تولید محصولات جدید. جهش تولید زمانی اتفاق می‌افتد که هم فناوری مورد نیاز برای افزایش تولید فراهم باشد و هم از طرف دیگر بازار تقاضا برای محصولات تولیدی وجود داشته باشد-یا اینکه ایجاد شود-.

دانشجویان ترم اول برخی رشته‌های مرتبط هم امروزه می‌دانند که فناوری صرفا ماشین‌آلات نیست و هیچ کشوری با تکیه بر فناوری وارداتی نتوانسته جهش تولید داشته باشد. ماشین‌آلات، صرفا یک ظرفیت است و تا با اجزای دیگری نظیر مهارت نیروی انسانی، آموزش، تسلط بر فرآیندهای مهندسی، طراحی محصول و تحقیق و توسعه همراه نباشد، به هیچ روی نمی‌تواند به تولید بیشتر منجر شود. متاسفانه در طول تاریخ توسعه صنعتی کشور، اینها اجزایی بوده‌اند که کمتر بدانها توجه شده است و فقدان رقابت نیز عاملی در جهت تضعیف این عناصر بوده است.

از طرف دیگر، ورود به بازارهای بین‌المللی شرط لازم جهش تولید است چرا که تازمانی که دلخوش به بازارهای داخلی باشیم، حجم اقتصاد و درآمد سرانه ناشی از تولیدات تغییر خاصی نخواهد کرد و صرفا برخی ممکن است موفق شوند جایگاه سایرین را در بازار داخلی از آن خود کنند.

در اینجا با دو پارادوکس مواجهیم: برای ورود به بازار بین‌المللی، نیازمند تحقیق و توسعه و فناوری بالا در کنار بازاریابی و توسعه نام تجاری هستیم و همه اینها نیازمند منابع مالی و انسانی گسترده‌ای است که در قیاس با شرکت‌های بزرگ بین‌المللی قادر به فراهم کردن آنها نیستیم. و البته پارادوکس دوم که مختص کشور ما است تحریم‌هاست که به ما اجازه ورود و فعالیت در آن مقیاس بین المللی را نخواهد داد.

* راهکار
تجربه‌ی دنیا نشان داده که پارادوکس اول در زمان تغییرات گسترده فناوری قابل حل شدن است. تغییرات فناوری باعث می‌شود که شرکت‌های بزرگ موجود دست برتر خود را در فناوری از دست بدهند و بنابراین تحقیق و توسعه توام با خلاقیت می‌تواند راه را برای تازه واردان باز کند.

پارادوکس دوم مختص ماست و صرفا با تکیه بر تجربیات خود کشور قابل حل است که این‌جا ورود هر سه قوه و انداختن طرحی نو برای آن ضروری‌تر است. کشور امنیت خود را از طریق گشایش مرزها و ایجاد پایگاه‌هایی فرای مرزهای جغرافیایی تامین نمود و در آنجا فرماندهان عملیات با روکشی غیر ایرانی، توانستند بر مشکلات غلبه کنند.

در حوزه اقتصاد نیز ما نیازمند همین راهبرد هستیم. بنگاه‌های اقتصادی تا زمانی که نام ایران را برخود یدک می‌کشند، قابل تحریم هستند اما زمانی‌که این شرکت‌ها اصالتی دیگر داشته باشند، دیگر قابلیت تحریم ندارند. سیستم کشور باید فکر کند چگونه می‌تواند به بنگاه‌های داخلی کمک کند تا با انتقال پایگاه فعالیت‌های خود به آن طرف مرزها، دیگر قابلیت تحریم نداشته باشند و از طرفی منافع فعالیت‌های آن‌ها به داخل برگردد و از این طریق بتوانند تحریم‌ها را شکسته و وارد بازار بین المللی گردند.

باید توجه نمود که این بدان معنا نیست که تولید در خارج از کشور صورت پذیرد، بلکه بنگاه نماینده خارجی صرفا محصولات داخلی را گرفته و در بازار بین المللی عرضه خواهد کرد و این فروشنده خارجی قابل تحریم نیست.

شاید دم دست ترین مثال اکنون خودروهای الکتریکی باشد که در زمان تغییرات فناوری، به ما اجازه ورود و دستیابی به فناوری را می‌دهد، به شرطی که بتوانیم با رویکردی بین المللی، مساله ورود به بازارهای جهانی را نیز حل کنیم. و همه اینها در سایه هماهنگی هر سه قوه امکان‌پذیر است.

 

لینک مطلب

اولین نشست کمیته بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی به ریاست دکتر ابراهیم سوزنچی

 

در نشست کمیته بیانیه گام دوم مطرح شد؛

لزوم بازنگری اسناد شورای عالی انقلاب فرهنگی مبتنی بر بیانیه گام دوم انقلاب


اولین نشست کمیته بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی به ریاست دکتر ابراهیم سوزنچی دبیر این کمیته و معاون خط‌مشی‌گذاری ستاد علم و فناوری شورای عالی انقلاب فرهنگی در محل دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی برگزار شد.
دکتر سوزنچی دبیر کمیته گام دوم دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی در ابتدای این جلسه با اشاره به شکل‌گیری این کمیته با دستور دکتر عاملی، گفت: بر اساس ابلاغ صورت گرفته تمام اسناد شورای عالی انقلاب فرهنگی باید مبتنی بر بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی بازنگری شوند.

دبیر کمیته گام دوم تصریح کرد: بیانیه گام دوم نقطه عطفی در تداوم، پویایی و حرکت انقلاب اسلامی و طلیعه جدیدی در ظهور تمدن نوین اسلامی است.
وی افزود: در همه موضوعات پیش روی کشور مانند اینکه اقتصاد ما در گام دوم چطور باید جلو برود؟ در موضوع عدالت چگونه باید رفتار کنیم و همه این‌ها باید بر اساس گام دوم فکر کنیم و برای محقق کردن تمدن نوین اسلامی باید تمام ظرفیت‌ها را به کار بگیریم.
دکتر سوزنچی گفت: در این جلسه در نظر داریم تا به سه سؤال اصلی، دریافت و تفسیر خود از ماهیت بیانیه، رویکرد راهبردی مناسب برای تحقق بیانیه در کشور و نحوه ورود عملیاتی به موضوع (اهداف، موضوعات، ساختارها) با همفکری پاسخ دهیم.
وی افزود: یک بازنگری و به‌روزرسانی در اسناد ملی کشور مانند نقشه جامع علمی، سند تحول بنیادین آموزش‌وپرورش، نقشه مهندسی فرهنگی و سند دانشگاه اسلامی با رویکرد گام دوم باید انجام شود و یک چارچوب برای این بازنگری باید مشخص شود.
دبیر کمیته گام دوم گفت: اگر بخواهیم برنامه‌ریزی را در کشور چهل‌ساله ببینیم که چهل سال دوران بلوغ در نظر گرفته می‌شود و برای برنامه‌های پنج‌ساله کشور نیز شورای عالی باید ورودی بدهد چطور باید این برش‌های پنج‌ساله دیده شود تا به سمت تمدن نوین اسلامی حرکت کنیم.
وی افزود: همچنین برای اینکه چطور این موارد را برای اجرا راهبری کنیم؛ رویکردهای سنتی و متداول این است که یک نهاد سیاست  از بالا می‌نویسد که خیلی روش خوبی برای امروز نیست و ما باید رویکرد مناسب را در کمیته مشخص کنیم تا در عمل شاهد نتایج بهتری باشیم.

در ادامه جلسه دکتر مصطفی تقوی عضو هیئت‌علمی دانشگاه صنعتی شریف گفت: این بیانیه تا حد زیادی توصیف تمدن آینده است که باید بدانیم این تمدن چیست و دارای چه مؤلفه‌ها  و وجوهی است که بر اساس آن هفت مؤلفه‌ای که معمولاً در هر تمدنی وجود دارد، توسط مقام معظم رهبری دیده‌شده است.
وی افزود: ارزش‌ها، ساختارهای اجتماعی (انسان‌هایی که طبق یک عرف و قواعد باهم تعامل دارند) که باید ایجاد کنیم، ساختارهای مادی تکنیکی مانند شهرسازی، صنعت و… ، نظام‌های نظری و نظام‌های عملی اینکه از چه متدهایی می‌خواهیم استفاده کنیم که مصادیق نظام عملی هستند مؤلفه‌های این تمدن هستند.
عضو هیئت‌علمی دانشگاه صنعتی شریف تصریح کرد: گفتمان مؤلفه دیگر است و تا فضایی که در آن فکر و گفتگو می‌کنیم شکل نگیرد موفق نمی‌شویم و مؤلفه دیگر این است که چه نظام نیازی در تمدن نوین اسلامی موردنیاز است.

دکتر صاحب‌کار رئیس مرکز شرکت‌ها و مؤسسات دانش‌بنیان معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری نیز در ادامه جلسه گفت: بیانیه گام دوم، سند چشم‌انداز و الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت اسناد راهبردی کشور هستند و بیانیه گام دوم به‌نوعی با اتمام سند چشم‌انداز در ۱۴۰۴، چشم‌انداز جدید ۴۰ ساله کشور است.
وی افزود: کلمه جوان در این بیانیه زیاد تکرار شده است و باید بدانیم جوان امروز ما کیست و روی آن برنامه‌هایمان را فرموله کنیم تا شاهد برنامه‌های عملیاتی‌تر باشیم.
دکتر صاحب‌کار بابیان اینکه باید یک برش از موضوع جوانان در کشور داشته باشیم، گفت: در خصوص مسائل هویتی جوانان و… مانند اینکه آیا جوان به هویت بیشتر نیاز دارد یا نیازهای مادی و… باید توسط کارشناسان بحث کنیم و برای مقدمات آن برنامه‌ریزی کنیم.
وی افزود: در گام دوم باید به کلان‌روندهای موجود در کشور توجه کرد. کلان‌روند اول، کسری بودجه دولت است که بر اساس آن در برنامه‌ریزی‌ها باید توجه کنیم که محدودیت‌های منابع داریم و مکانیزم های جدید را طراحی کنیم و برنامه‌های توسعه صنعتی را متناسب با زیست‌بوم ایران طراحی کنیم.
رئیس مرکز شرکت‌ها و مؤسسات دانش‌بنیان گفت: کلان‌روند دوم نقش پررنگ‌تر یافتن مردم در امور کشور است که باید آن را تقویت کرد و گروه‌های جهادی و گروه‌های خودجوش مردمی را موردتوجه بیشتر قرار دهیم و نقش دولت را کمرنگ‌تر کنیم.
وی با تأکید بر اینکه کارآمدی نظام اسلامی مهم‌ترین مسئله و کلان‌روند بعدی امروز با وجود پیشرفت‌ها در امنیت، علم و فناوری و سلامت است، افزود: باید به تأثیر فضای مجازی و رسانه‌ها بر افکار عمومی به عنوان کلان‌روند مهم دیگر توجه داشت و یک پیوست رسانه‌ای برای هر کاری داشته باشیم.

ایوب دهقان‌کار مدیرعامل خانه کتاب و ادبیات ایران گفت: بیانیه گام دوم صریح است و نیاز به تفسیر ندارد و برداشت من از این بیانیه این است که این بیانیه چکیده تمام اسناد نظیر سند تحول بنیادین آموزش‌وپرورش و… است اما مشکل در عمل و اجرای این اسناد است.
وی افزود: هر کسی باید در راستای هفت راهبرد بیانیه اقداماتی را انجام دهد و شورا از دستگاه‌ها سؤال کند که در این زمینه چه کار کرده‌اند و هر دستگاه به فراخور مأموریت خود گزارش ارائه کند و نمایندگان دستگاه‌ها گزارش کارهای انجام‌شده را بدهند و از آن‌ها گزارش‌گیری شود تا به آن جامه عمل پوشانده شود.

دکتر سید میعاد صالحی عضو هیئت‌علمی دانشگاه علم و صنعت گفت: این بحث سند و سندنویسی در کشور به اشباع رسیده است و باید بدانیم چقدر این اسناد عملیاتی شده‌اند و از ادبیات رایج فاصله بگیریم و فریاد بزنیم از غفلت دستگاه‌هایی که تاکنون به وظایف خود عمل‌نکرده‌اند.
وی بابیان اینکه بیانیه گام دوم موسع است که تمام شئون حکمرانی را در برگرفته است افزود: شرایط جنگ منجر به این شد که نسل دوم در پیشبرد اهداف انقلاب کمک کند ولی فرصتی برای خدمت نسل سوم انقلاب ایجاد نشد که برنامه‌ای برای آن نیاز داریم.

دکتر شهاب اسفندیاری رئیس دانشگاه صداوسیما نیز با بیان اینکه این بیانیه یک منشور یا چارچوب رهبری به‌عنوان نظریه نظام انقلابی است، گفت: اینکه چگونه جوشش انقلابی و نظم اجتماعی قابل‌جمع است و این مقوله ایست که جای تأمل دارد و باید دید که در نظام ما چه سازوکاری برای آن طراحی‌شده است. راه‌حلی که برای این مهم در بیانیه آمده است، باز کردن راه ورود جوانان به نظام است.
وی افزود: سرنوشت انقلاب‌های دیگر را باید مطالعه کنیم که چطور نظم سیاسی جایگزین جوشش انقلابی شد و آن را تغییر داد.
دکتر اسفندیاری گفت: یک نظام حزبی و سیاسی که به‌اجبار انتخابات مجبور به ورود جوانان به قدرت باشد را نداریم و ورود جوانان به مسئولیت‌ها نظام‌مند و شفاف نیست و البته حرکت‌های رو به بهبودی در این زمینه رخ‌داده ولی برای آن باید یک سازوکار تثبیت‌شده مستقر طراحی شود چراکه این نگرانی مطرح است که نظام به‌واسطه این مسائل دچار رکود نشود.
وی با بیان اینکه کارکرد دیگر بیانیه، مدیریت تصویر مطلوب از انقلاب اسلامی در شرایط سخت کشور است تصریح کرد: این بیانیه تصویرگر یک شکل غرورانگیز از انقلاب است و این باید در تمام عرصه‌ها موردتوجه باشد به‌ویژه رسانه‌ها بازنمایی صحیح از تصویر انقلاب داشته باشند تا همچنان این انقلاب جذاب و گیرا باشد.
رئیس دانشگاه صداوسیما با اشاره به اینکه این بیانیه حرکتی است که فکر و ذهن ما را به آینده معطوف می‌کند، گفت: در کشور کارهای هنری آینده‌نگر بسیار کم داریم و باید ذهنمان را بیش از گذشته بر آینده معطوف کنیم و باید بسته‌بندی‌های متناسب با مخاطب‌های مختلف برای بیانیه باشیم.
وی افزود: در نظام آموزشی تصویر ذهنی در مورد آینده و تصویر مطلوب نداریم و روی آن کارنکرده‌ایم و صرفاً میراث و افتخارات گذشته را در نظر داشته‌ایم که در این زمینه هم مفهوم‌پردازی و هم کار عملی موردنیاز است.

دکتر روح‌الامینی نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی گفت: مقام معظم رهبری در مرور گام اول و آینده به جوان توجه داشته‌اند و اگر در الگوی حکمرانی در توجه به جوانان نگاه کاریکاتوری باشد حتماً با مشکل مواجه خواهیم شد و حتماً اخلاق، معنویت و… نیز باید توأم با آن داشته باشیم.


دکتر حاجیلویی معاون خط‌مشی گذاری ستاد فرهنگ دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز اظهار داشت: راجع به چیستی بیانیه بحث‌های مفصلی شده است و ما در سطوح مواجهه با بیانیه با سه سطح ادراک، ابلاغ و اقامه (عملیاتی شدن) مواجه هستیم.
وی افزود: سطح اول و دوم مهم‌تر هستند و اگر فهم مناسبی ایجاد شود می‌توانیم مسیر درستی را برای اجرا پیدا کنیم.
دکتر حاجیلویی گفت: این بیانیه روایت صادقی از حرکت ملت ایران است که توسط یک فرد فقیه، حکیم، صادق و شاهد نزدیک بیان‌شده است و این روایت بسیار کمک‌کننده است برای کسی که می‌خواهد رو به آینده حرف بزند و بداند که مؤلفه‌های قدرت و پیشرفت ما چیست؟ علل ناکامی‌ها، کندکننده‌ها، چرایی پیشرفت‌ها و پیشران‌ها چه بوده است؟
وی تصریح کرد: اولویت‌ها و پیشران‌هایی مانند اعتمادبه‌نفس و وعده الهی در این بیانه مطرح‌شده‌اند و ناکامی‌ها و پیشرفت‌ها نیز به همراه دلایل ذکرشده‌اند که این نکات درس‌آموز برای حکمرانی ماست و باید این تفکر را همگانی کنیم. اعتماد به این پیشران‌ها، تفاوت ماهوی گام اول و دوم است.
دکتر سوزنچی در انتهای جلسه خاطرنشان کرد: این نشست باید استمرار پیدا کند تا به یک ذهنیت مشترک برسیم تا به یک رویکرد منقح رسیده و آن را منتشر و به‌نقد نخبگانی بگذاریم.

حق کپی رایت محفوظ می‌باشد